تبليغاتX
..:::: بودن یا نبودن ::::..

..:::: بودن یا نبودن ::::..

با آخرین نفسهایم ( خاطرات لوئیس بونوئل )

  لوئیس بونوئل کیست ؟

لوییس بونوئل در سال 1900در یکی از شهرهای اسپانیا دیده به جهان گشود.دوران کودکی را در زادگاه خود سپری کرد و از همان کودکی به سوی سینما گرایش پیدا کرد.مدتی بعنوان دستیار نزد ژان اپشتاین کار کردو تا اندازه ای با فنون سینما آشنا شد.

در سال 1922 «آندره برتون» با همکاری «لویی آراگون » و «بنژامین پره » مکتب سوررئالیسم را بنیاد نهاد و بونوئل که ذهن طغیانگرش از مدتها قبل علیه مبانی مذهبی ، اجتماعی و اخلاقی غربی و منطق بورژوایی هنر بپا خواسته بود آنرا پذیرفت.نخستین فیلم سوررئالیستی را به نام «صدف و مرد روحانی » عنوان کرده اند که در سال 1927 بر اساس سناریویی از آنتوان آرتو و توسط ژرمن دولاک ساخته شده است.این فیلم سرگذشت حیرت انگیز جوانی معیوب است که برای جلب نظر زنی زیبا با ژنرالی صاحب قدرت به مبارزه بر می خیزد.در این فیلم حملات شدید به کلیسا و مسیحیت به صورتی خواب گونه و کابوس وار و شاعرانه انجام می شود.

در سال 1929 «من ری » با الهام از یک شعر « روبر دسنوس» فیلم سوررئالیستی «ستاره دریایی » را ساخت که در آن دنیا بشکلی سیال در هم فرو می رود و فرمهایی عجیب ایجاد می شود که در آن انسانها چون ماهیهای آکواریوم در هم می پیچند و کابوسهای خوفناک با طنز و احساسی شاعرانه در هم می آمیزند.

اما بونوئل با ساخت «سگ آندلسی » UNCHIEN ANDALOU در سال 1928 گام بزرگی در بیان سوررئالیستی بر می دارد. او و « سالوادور دالی» موفق شدند که انقلاب سوررئالیستی را به سینما بکشانند.آنها نقطه دیدشان را از یک تصویر رویایی اخذ کردند که بنوبه خود تصویر دیگری را بدنبال آورد تا کلیت پبوسته ای شکل گرفت.اگر تصویر یا ایده ای ناشی از خاطره یا الگوی فرهنگی آنها بود یا دارای رابطه ای خود آگاه با یک ایده قبلی بود کنار گذاشته می شد و بدینسان به یک تجربه ناب سوررئالیستی رسیدند.در پیدایش فیلم هیچگونه توجه منطقی ، زیبایی شناختی به مسائل تکنیکی مد نظر نبوده و و یک عملکرد آگاهانه «ناخودآگاه روانی » را ایجاد می کند .از اینرو نمی کوشد یک رویا را تداعی کند هر چند از مکانیسمی شبیه مکانیسم رویا بهره می گیرد.این فیلم قدرت سینما را در بیان سوررئالیستی جلوه گر ساخت.

فیلم بعدی بونوئل که در سال 1930 به کمک دالی ساخت «عصر طلایی » L`AGED`OR نام داشت.که در آن هم تصاویر کابوس گونه و هولناک در هم می آمیزد و بونوئل بعمد علیه نهادها و ایدئو لوژیهای اجتماعی و اخلاقی نظام بورژوایی دنیای غرب بپا می خیزد.

او در سال 1932 فیلم مستند« LAS HURDES، سرزمین بدون نان » را می سازد که از برجسته ترین فیلمهای کوتاه و مستند تاریخ سینماست.پس از آن به یشنهاد کمپانی برادران وارنر برای کار در زمینه صداگذاری فیلم به پاریس می رود .بین سالهای1937 _1935 چهار فیلم داستانی و یک فیلم کوتاه می سازد که اسمش را در عنوان بندی آنها نمی آورد.در سال 1938 برای مدتی به نمایندگی دولت به هالیوود می رود اما با روی کار آمدن فرانکو بار دیگر به کمپانی برادران وارنر می پیوندد.در این سالها او تنها به ساخت فیلمهای تجاری می پردازد تا اینکه در سال 1950 با فیلم فراموش شدگان بار دیگر مطرح می شود و جایزه بزرگ کن را با سر و صدا می برد.فیلمی در مورد کودکان و نوجوانان مکزیک و زندگی خشن و بی سرانجام آنها.در فیلم، بونوئل به شیوه هموطنش پیکاسو عناصر واقعیت را تشریح عضوی می کند و با بازسازی آن بر پرده با تدوینی تکان دهنده به بیان خشن واقعیت می پردازد و با نگاهی ژرف تا اعماق مسائل اجتماع فرو می رود ، آن را می کاود و با تخیلات و تصورات رویایی خود در هم می آمبزد.

«صعود به آسمان »فیلم دیگری است که در سال 1951 می سازد و با وجود ارزش هنری فوق العاده از نظر شهرت به پای فراموش شدگان نمی رسد.این فیلم سرگذشت مسافرت گروهی است که با یک اتوبوس از روی تنگه ای در بالای کوهستان و به هنگام رعد و برق عبور می کنند.تصاویر رویایی بونوئل در لحظاتی حساس با قطع فیلم به آن حالتی کابوس گونه می بخشد.

در سال 1952 فیلم «مرد بیرحم » را می سازد که داستان آن در محیط کشتارگاه اتفاق می افتد.اما در فیلم «او » EL (1953 )بونوئل به تجزیه و تحلیل روانی مردی به نام فرانچسکو می پردازد که فردی مومن و مورد احترام است ولی نسبت به همسر جوانش سوء ظن دارد تا حدی که دچار جنون شده و شبها از ترس میله بافتنی همسرش را به سوراخ کلید فرو می کند تا چشم موجودات خیالی ترس آور را کور کند. اوج فیلم در صحنه بحران روحی مرد است که حسادتش نسبت به همسرش در یک کلیسا به جنونی مبدل می شود و چهره کشیش و مردمی که برای دعا آمده اند در چشم او بصورت موجوداتی کریه در می آید که در گوش هم نجوا می کنند و لبخند میزنند.

فیلم بعدی بونوئل ، رابینسون کروزوو(1953 )بر خلاف «او »که ضد مسیحیت و بورژوازی بود تنها جنبه افسانه ای داشت.در همین سال بلندیهای بادگیر امیلی برونته را نیز دستمایه فیلمی قرار داد.اما دو سال بعد در سال 1955با فیلم « آرچیبالدو دلاکروز » بار دیگر به تمهای «او » برگشت.آرچیبالدو که هنوز کودکی بیش نیست در خیال خود مرگ دلخراشی را برای زنان طراحی می کند اما هر بار پیش از اجرای نقشه دچار شک و تردید می شود و تعجب اینجاست که هر بار این زنان زیبا به طریقی مشابه آنچه آرچیبالدو در ذهن داشته کشته می شوند.رویاهای آرچیبالدو در واقع انعکاس تخیلات جنسی اوست.خیال و واقعیت در فیلم جوی متراکم و خفقان آور ایجاد کرده اند.فیلم سرشار از طنزی تلخ و گزنده و استعاراتی از مارکی دوساد است که تاثیر زیادی بر بونوئل داشته است.

بونوئل از سال 1956 به بعد در فرانسه دو فیلم تجاری « نامش سرخی صبح است»و«هاله طاعون جنگل » را می سازد که در آنها داستانهایی ساده را در قالبی سوررئالیستی بیان می کند.اما در سال 1959در مکزیک فیلم «نازارین »NAZARIN را می سازد که شاهکاری دیگر است.نازارین کشیشی مکزیکی است که سعی دارد فرامین مذهبش را بی هیچ سازشی با محیط تحقق بخشد.حمایت مستقیم او از رنجدیدگان ،دشمنی کلیسا را علیه او تحریک می کند و او مجبور است نقش یک انقلابی را بازی کند.پس از آنکه او را به زنجیر می کشند زن فقیری هدیه کوچکی به او می دهد که از نظر بونوئل نمایشگر انسانی ترین همبستگیهای بشری است و این در حالی است که نازارین نسبت به ایده آلهای انسانی قوانین مسیحیت دچار تردید شده است.

در سال 1960 بونوئل فیلم «دختر جوان » را می سازدکه در مورد مرد سیاهپوستی است که به یکی از سواحل جنوب آمریکا فرار کرده و او را متهم کرده اند که به زن سفیدپوستی تجاوز کرده است.در همین سال «ویریدیانا »را می سازد که در آن عشق به همنوع و دیگر موازین اخلاقی را به سخره می گیرد.اوج فیلم یکی صحنه عریان کردن ویریدیانای بیهوش توسط عمویش با موسیقی رکوئیم موتزارت و دیگری صحنه شام آخر فقرا با موسیقی هاله لویای هندل است.اشارات مذهبی بونوئل همچون تاج خار ویریدیانا و صحنه شام آخر با جزئیات و خواندن خروس و...اشاره ای است بر تاثیرات ناخوداگاه بونوئل در ساخت فیلم.

فیلم بعدی بونوئل که در سال 1961 ساخته می شود «فرشته مرگ » نام دارد که از نظر فرم و موضوع شبیه «عصر طلایی » است.گروهی از ثروتمندان یک شهر در قصر بزرگی به دور هم جمع شده اند و تحت تاثیر یک نیروی نامریی نمی توانند از آنجا خارج شوند.عصبانیت و دلهره آنها را فرا گرفته و به نظر می رسد که آنها قربانی هوسهای خود شده اند. اینبار بونوئل با پرداخت ویژه خود از دیدگاهی سوررئالیستی انتقادات اجتماعی و مذهبی خود را بیان می کند.

او دو سال بعد «دفتر خاطرات یک مستخدمه » را می سازد که مورد توجه و تحسین منتقدین قرار می گیرد.در این فیلم بونوئل بی هیچ ترحمی به پستیها و حقارتهای انسانی اشاره می کندو انسان برای او موجودی است متظاهر و تهوع آور حتی مستخدمه خوش قلبی که از پاریس آمده تا در خانه اربابی کار کند! بونوئل سرگذشت افراد این خانه را چیزی عجیب نمیداند و طرز زندگی آنها و روابط اخلاقی بین آنها را بطور سمبلیک نشانه زندگی امروز آدمیان می داند.

«شمعون صحرا »در مورد یک قدیس است و «زیبای روز » BELLE DE JOUR در مورد کابوسهای خیانت یک زن به شوهرش است که به خودفروشی روی می آورد.

بونوئل پس از آن«راه شیری » را می سازد و بعد «تریستانا » TRISTANA که در مورد دختر یتیمی است که مورد تجاوز پیرمردی ثروتمند قرار می گیرد.تریستانا عاشق مرد نقاشی می شود اما بسختی بیمار می شود و مجبور می شوند یک پایش را قطع کنند. و تریستانا بار دیگر مجبور میشود بسوی مرد پیر ثروتمند برگردد و با او ازدواج کند بدون اینکه توانسته باشد استقلال خود را در زندگی دردناکش حفظ کند.

پس از آن بونوئل فیلمهای «جذابیت پنهان بورژوازی » ،«شبح آزادی » و «میل مبهم هوس » را ساخت و در سال 1983 با کوله باری از آثار ارزشمند و در حالی که همچنان به آرمانهای سوررئالیسم وفادار بود دار فانی را بدرود گفت.

بعد از زندگی نامه لوئیس بونوئل این فیلم ساز بزرگ کتاب خاطراتش را برای دانلود گذاشتم که امیدوارم از این کتاب لذت ببرید.


دانلود : با آخرین نفسهایم ( خاطرات لوئیس بونوئل )


منبع زندگی نامه : تبیان

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 0:41  توسط Victor  | 

تانگو به سبک ایرانی از شهاب طلوعی

شهاب طلوعی نوازنده/خواننده ایرانی است که بی بی سی فارسی نام او را بر زبان ها انداخت. او 34 سال سن دارد و متولد شهسوار(تنکابن) است و هم اینک در شهر پراگ جمهوری چک زندگی میکند.

شهاب در خانواده ای که همگی اهل موسیقی بودند با گیتار آشنا شد و در کنار برادرانش نواختن را فرا گرفت و با گذشت زمان استعداد خود را در این زمینه نشان داد و علاقه مند به مطالعه و تلفیق موسیقی ایرانی با دیگر سبکهای موسیقی شد.



بعد از تحصیل در رشته صنایع چوب به تهران بازگشت و با حافظ ناظری پسر شهرام ناظری آشنا شد و با او به همکاری پرداخت، آموختن از استادان بزرگی همچون کامران کامکار، و ابولحسن صبا و همنوازی با کامبیز رحمانی و فرهاد فقیه نیا در کنسرتهای مختلف بر تجربیات او افزود.

شهاب طلوعی چند سال بعد به قصد تحصیل و فراگیری موسیقی راهی اسپانیا شد. پیدا کردن وجه اشتراکاتی میان موسیقی ایرانی و اسپانیایی موجب شد که به فکر تلفیق موسیقی ایرانی و فلامینکو بیافتد.

پس از دریافت رتبه Nivel Alto که بالاترین درجه فلامینکو است دوباره به ایران بازگشت و شروع به بررسی سازهای سنتی ایرانی و استفاده از آنها در موسیقی فلامینکو کرد و کتابی با نام «شما هم می توانید گیتار بنوازید» منتشر نمود.

چندی بعد شهاب به جمهوری چک نقل مکان کرد و به همکاری و اجرای برنامه با هنرمندان مختلفی پرداخت. اولین آلبوم رسمی شهاب طلوعی اوایل امسال با نام Tango Perso یا تانگوی ایرانی منتشر شد که شامل 7 ترانه است.

اجرای دو ترانه به نام های جنگل بارانی و تانگو پرسو در برنامه کوک بی بی سی فارسی موجب شد تا ایرانیان صدای ساز شهاب را بشنوند، تلفیق سازهای گیتار، ستار، تمبک و cajon همراه با اشعاری از مولانا، حافظ و فردوسی کار بدیعی بود که مورد توجه طرفداران موسیقی قرار گرفت.

متاسفانه تلاشهای شهاب طلوعی و شرکت موسیقی اطلس برای پخش رسمی این آلبوم در ایران (فعلا) به جایی نرسیده و حتی آهنگها او بصورت غیرقانونی هم بر روی اینترنت یافت نمیشود! این امر موجب شد تا طرفداران او از شنیدن کارهایش محروم باشند. از این رو شهاب طلوعی تصمیم گرفت تا برای پاسخ به درخواست های زیاد طرفدارانش، آلبوم خود را برای ایرانیان داخل کشور بصورت رایگان عرضه نماید.


دانلود آلبوم شهاب طلوعی - Tango Perso



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 2:28  توسط Victor  | 

دانلود رایگان از سرور رپیدشیر (بدون داشتن اکانت)

برای دانلود از رپیدشیر راحت ترین را ه خرید اکانت هستش ، البته راههای دیگه ای هم هستش از قبیل نرم افزار هایی مثل Rapidshare Direct Download که از رپیدشیر دانلود می کنند.البته خیلی نمیشه به این نوع نرم افزار ها اعتماد کرد بخاطر اینکه کارایی آنچنانی ندارند.

من در این قسمت می خوام بهترین راه و راحت ترین راه (البته به صورت رایگان) دانلود از سرور های رپیدشیر و مگا آپلود و ایزی شیر و نتلود و ... را بهتون معرفی کنم.برای دانلود از اینگونه سرور ها بهترین راه استفاده از هاست هایی هستش که پلاگین رپیدلیچ روشون نصبه.کار این پلاگین اینه که فایل رو از سرور رپیدشیر میگیره و روی هاست مورد نظر می ریزه و لینک مستقیم دانلود همان فایل رو از روی هاست بهمون میده.چند تا از این هاست ها رو به ترتیب کارایی معرفی می کنم ...

http://rapid8.com/index.php

http://web2.rapid8.com

http://localfiles.info/index.php

http://www.lech-nhocpro.com/l33ch/index.php

البته یه نکته رو باید عرض کنم که این هاست ها بدلیل اینکه رایگان هستند فقط به مدت یک روز فایل دانلودی شما را روی خودشون نگه می داند و بعد از یک روز به صورت اتوماتیک فایل رو پاک می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 11:18  توسط Victor  | 

جهنم سرگردان

شب را نوشيده‌ام .
وبر اين شاخه‌هاي شكسته مي‌گريم.
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپر كنم.
مگذار از بالش تاريك تنهايي سربردارم
و به دامن بي تار و پود رؤياها بياويزم.
سپيدي‌هاي فريب
روي ستون‌هاي بي سايه رجز مي‌خوانند.
طلسم شكسته خوابم را بنگر
بيهوده به زنجير مرواريد چشمم آويخته.
او را بگو
تپش جهنمي مست!
او را بگو: نسيم سياه چشمانت را نوشيده‌ام.
نوشيده‌ام كه پيوسته بي آرامم.
جهنم سرگردان!
مرا تنها گذار

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 1:11  توسط Victor  | 

Alexander Rybak – Fairytale

آلكساندر ريبك خواننده بي نام و نشان نروژي كه متولد مينسك روسيه هستش، در يوروويژن امسال با استفاده از استعداد بي‌نظيرش با فاصله‌اي زياد نسبت به رقباش ضمن كسب مقام اول تونست جهش بزرگي كرده و يك شبه به يكي از معروفترين خواننده‌هاي جهان تبديل شود.نام آهنگ Fairytale يا همون افسانه پريان است. آلكساندر ريبك در اين آهنگ مانند يك قصه‌گو به تعريف اين افسانه مي‌پردازد. انتخاب ويولن كلاسيك به عنوان ساز اصلي اين آهنگ (و نه ويولن برقي كه اين روزها در كشورهاي نورديك خيلي طرفدار دارد)، نوع لباس و البته رقص زيباي گروه رقص 3 نفره، همه و همه به صورت فولكوريك انتخاب شده بود. شعر داستاني، فضاي موسيقي و رقص خاص گروهي كه به سادگي و بدون حضور زنان و توسط 3 مرد اجرا شد، ميتواند به راحتي شما را به يك روستاي اروپايي 200 سال پيش ببرد. سادگي بي حد و حصر اين آهنگ اين امكان رو به شنونده ميدهد كه بتواند به راحتي با آن ارتباط برقرار كند و اين درواقع رمز موفقيت آلكساندر ريبك.

برای دانلود به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:4  توسط Victor  | 

زير خاكستر

زير خاكستر ذهنم باقي ست
آتشي سركش و سوزنده هنوز
يادگاري است ز عشقي سوزان
كه بودم گرم و فروزنده هنوز
عشقي آنگونه كه بنيان مرا
سوخت از ريشه و خاكستر كرد
غرق درحيرتم از اينكه چرا
مانده ام زنده هنوز

گاهگاهي كه دلم مي گيرد
پيش خودم مي گويم
آن كه جانم را سوخت
ياد مي آرد از اين بنده هنوز
سخت جاني را ببين
كه نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بي تو بودن باشد

گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم
پيش چشمان تو شرمنده هنوز
گرچه از فرط غرور
بعد تو ليك پس از آنهمه سال
كس نديده به لبم خنده هنوز
گفته بودند كه از دل برود يار چو از ديده برفت
سالها هست كه از ديده من رفتي ليك
دلم از مهر تو آكنده هنوز

دفتر عمر مرا
دست ايام ورقها زده است
زير بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشكست

در خيالم اما
همچنان روز نخست
تويي آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردي و با دست تهي
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتشي عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر كه گورم بشكافند عيان مي بينند
زير خاكستر جسمم باقي است
آتش سركش و سوزنده هنوز
+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 3:11  توسط Victor  | 

و یاد مهر تو ای مهربان تر از خورشید ...

پرنده ها


به تماشای بادها رفتند


شکوفه ها


به تماشای آب های سفید


زمین عریان مانده است و


باغ های گمان


و یاد مهر تو


ای مهربان تر از خورشید ...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 2:57  توسط Victor  | 

قهر

نگه دگر بسوی من چه می کنی؟
چو در بر رقیب من نشسته ای
به حیرتم که بعد از آن فریب ها
تو هم پی فریب من نشسته ای

به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا
که جام خود به جام دیگری زدی
چو فال حافظ آن میانه باز شد
تو فال خود به نام دیگری زدی

برو برو بسوی او، مرا چه غم
تو آفتابی او زمین من آسمان
بر او بتاب زآنکه من نشسته ام
به ناز روی شانه ی ستارگان

بر او بتاب زآنکه گریه می کند
در این میانه قلب من به حال او
کمال عشق باشد این گذشت ها
دل تو مال من ، تن تو مال او

تو که مرا به پرده ها کشیده ای
چگونه ره نبرده ای به راز من؟
گذشتم از تن تو زانکه در جهان
تنی نبود مقصد نیاز من

اگر بسویت این چنین دویده ام
به عشق عاشقم نه بر وصال تو
به ظلمت شبان بی فروغ من
خیال عشق خوش تر از خیال تو

کنون که در کنار او نشسته ای
تو و شراب و دولت وصال او!
گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد
تن تو ماند و عشق بی زوال او!

                                                    " فروغ فرخزاد "

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 2:40  توسط Victor  | 

دانلود Celine Dion - A new day (Live in Las Vegas 2007) Blu-ray 1080i

دانلود کنسرت Celine Dion - A new day (Live in Las Vegas 2007)

این کنسرت بصورت آیتم کپی خالص Blu-ray می باشد.

برای دانلود این کنسرت زیبا به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 2:38  توسط Victor  | 

آموزش برنامه nLite


نرم افزار nLite ،نرم افزاری کم حجم ، رایگان و در عین حال مفید می باشد که بوسیله این نرم افزار قادر خواهیم بود تا برخی از خصوصیات ویندوز را کم و زیاد کنیم و در حقیقت یک ویندوز مخصوص خود را ایجاد کنیم و ویندوزی آماده وسریع برای خود محیا نماییم. این نرم افزار از سیستم عامل های win xp ، win 2000 ، win server2003 پشتیبانی می کند. البته نسخه این برنامه مطابق با ویندوز ویستا نیز منتشر شده که به نام ورژن vLite می باشد. البته ورژن nLite تشابه بسیار زیادی با ورژن vLite دارد ،بنابراین در صورت فراگیری این ورژن قادر به کار با ورژن vLite نیز خواهید بود و می توانید ویندوز ویستایی مطابق سلیقه خود ایجاد نمایید

   دانلود برنامه

   دانلود آموزش برنامه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 0:47  توسط Victor  | 

لئونارد كوهن

 لئونارد كوهن علاوه بر موسيقى زيبايش به پوشيدن لباس هاى تيره، ترانه هاى غمگين و افسرده و صداى يكنواخت و عميقش شهرت دارد. به گفته مجله Hello «لئونارد كوهن بهترين انتخاب يك فرد درونگراست.»

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

لئونارد کوهن شاعر، ترانه‌نويس، آهنگ‌ساز و خواننده در سال 1934، از یک خانواده متوسط یهودی در مونترال متولد شد. پدرش که تاجر پوشاک بود، در نه سالگی کوهن درگذشت. او در محیطی مترقی رشد کرد که هرگونه بیان شخصی و اظهار وجود در آن، از سنین کودکی مورد تشویق قرار میگرفت. کوهن از سن 13 سالگی، برای به دست آوردن دل دخترکی جوان، گیتار به دست گرفت، اما یکی دو سال بعد به خواندن ترانه هایش در کافه های محل پرداخته بود.
او در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه مک گیل (McGill University) فارغ التحصیل شد و در سال 1955 به خاطر نوشته های خلاقانه اش جایزه ادبی Mc. Naughton را از آن خود کرد.
26.jpg

وي با انتشار مجموعه‌ی( The spice- Box of Earth (1961 به عنوان شاعری جدي مطرح شد. عمق و سادگي شعرهاي اين مجموعه موجب شد كه در طي سال‌ها، بارها مورد توجه قرار گرفته و تجديد چاپ شود. كوهن از آن پس علاوه بر انتشار شعرهايش، دو رمان نيز منتشر كرد و سرودن ترانه و تنظيم شعر براي موسيقي را آغاز نمود. پس از تجربياتي پراكنده كه بسيار مورد توجه واقع شدند، كوهن نخستين آلبوم خود را با نام songs of Leonard cohen در سال 1968 منتشر كرد. كوهن كه پيش از آن با ترانه‌ی (Suzanne (1966 به شهرت رسيده بود، در سال 69 با انتشار songs for a room موفق به تثبيت موقعيت خود شد. ترانه‌ی Bird on a wire ( پرنده روي سيم ) هنوز از مطرح‌ترين كارهاي كوهن است. ايده و تصوير عيني اين ترانه هنگام سكونت كوهن در جزيره‌اي در يونان شكل گرفت. عمده‌ی آلبوم‌هاي كوهن بعد از اين:

(1974) Death of a ladies man, (1974) new skin of old ceremony, (1971) songs of love and hate, ( 1992) The Future, (1988) I am your man, (1985) Various Positions, Recent song (1979),

(2002) Field commander cohen, (2001) Ten new songs ,
(2004) Dear Heather, (2002) The Essential Leonard cohen.

علاوه بر اين چندين آلبوم گزينه و live مابين آلبوم‌هاي فوق از كوهن منتشر شده است. ترانه‌هاي كوهن علاوه بر كارهاي نمايشي در فيلم‌هاي قاتلين بالفطره ( اليور استون ) و مك گيب و خانم ميلر ( رابرت آلتمن ) مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
هرچند لئونارد کوهن، موفق ترین ترانه سرا و خواننده اواخر دهه 60 نبود اما بدون شک یکی از جذاب ترین و دیرپا ترین آنها به شمار میرود. او توانست حضور قابل توجهی در دهه های بعدی داشته باشد و موفق شد توجه منتقدانی که دیگر به هم نسلان او توجه خاصی نشان نمیدادند را همچنان به خود معطوف کند.


کوهن تقریبا یک دهه زودتر از بیتلز (Beatles) و رولینگ استونز (Rolling Stones) و یک دهه دیرتر از الویس پریسلی (Elvis Presley) متولد شد، اما زمینه زندگی خصوصی، اجتماعی و عقلانی او با تمام ستارگان راک در تمام نسلها، متفاوت بود. حتا نمی توان او را با خوانندگان فولک هم عصرش مقایسه کرد.
201.jpg
او تا اواسط 30 سالگی کار اجرا و ضبط ترانه را آغاز نکرد و این زمانی بود که نوشتن چند کتاب را به اتمام رسانیده بود. به عنوان یک رمان نویس و شاعر، دستاوردهای ادبی کوهن، بسیار جلوتر از باب دیلان (Bob Dylan) بوده است اما به عنوان یک خواننده، صدای یک نواخت یا monotone او، جذابیت کمتری از صدای دیلان دارد.
کوهن به هنگام اجرای زنده اولین کتاب اشعار کوهن با نام Let Us Compare Mythologies، در سال بعد از آن منتشر شد و موفقیت بسیاری در بین منتقدان کسب کرد. این موفقیت با دو کتاب دیگر دنبال شد و به گفته خودش، انتشار دو کتاب بعدی او به علاوه ارثیه خانوادگی، امکانات مالی کافی برای یک زندگی راحت را در اختیارش قرار داده بود.
کوهن شیوه زندگی بسیار آزادی را هم برگزیده بود که شامل ارتباط با زنان متعدد، آزمودن LSD -در زمانی که فروش آن قانونی بود- و سفر به دور دنیا میشد. به این ترتیب لئونارد کوهن نه تنها به خاط آثارش، بلکه به خاطر رفتارهای سنت شکنانه اش در کانادا شهرتی پیدا کرده و به مدد همین فعالیتهای فوق ادبی در همه جا ، به خصوص در آمریکا شناخته شده بود.
 رمانهایی که به آواز منتهی شدند
دو رمان به نامهای “بازی محبوب” (The Favorite Game 1963) و پاکباختگان زیبا (Beautiful Losers 1966) شهرت او را در میانه دهه 60 مستحکم نمود. در این زمان حتی اشعاری که کوهن از سنین نوجوانی سروده بود هم توجه عده بسیاری را به خود جلب کرد. جودی کالینز Judy Collins (متولد 1939) که یکی از استعدادهای درخشان موسیقی فولک در دهه 60 به شمار میرفت، اجرایی از شعر سوزان Suzanne کوهن را اجرا کرد که یکی از محبوبترین اشعار او شد، و نه تنها یکی از مورد درخواست ترین ترانه ها در پخش رادیویی شد بلکه تا امروز یکی از پر طرفدارترین آثار کالینز به شمار می آید. به این ترتیب کالینز، کوهن را تشویق کرد تا در کار موسیقی فولک به او بپیوندد.
اولین حضور کوهن در صحنه موسیقی، فستیوال موسیقی فولک نیوپورت (Newport Folk Festival)، در تابستان 1967، بود. این حضور با دو کنسرت بسیار موفق در نیویورک و یک حضور برای اجرای اشعارش، در تلویزیون CBS، برنامه Camera Three دنبال شد.
22.jpg

از اواسط دهه‌ي نود لئونارد كوهن با مراجعه به يك مركز ذن تغييراتي در شيوه‌ي زندگي خود ايجاد نمود. او در خانه‌اي محقر و زير نظر يك استاد 88 ساله به زندگي پرداخت.

در سال 1999 بعد از پنج سال كه هيچ كاري نكرده بود با صدها شعر جديد و ترانه نو بازگشت.
همكار جديد او شارون رابينسون بود كه تقريبا خواننده Back up بود و در نوشتن اشعار Everybody knows ” همه مي دونن” Waiting for the miracle ” منتظر يك معجزه” همكاري كرده بود و هم اكنون آلبومي با نام ” 10 ترانه جديد” حاوي 10 ترانه جديد از كوهن است. اين آلبوم براي خود شاهكاري محسوب مي شود . براي مردي كه فكر كرد يك شاعر مبتدي بماند در اوايل كارش يك ساختار كاري عظيم تحويل داده است.

____________________________________________________________

  ۱

سکوت

سکوتی عمیق تر

وقتی جیرجیرک ها

تردید می کنند25.jpg

۲

چونان مه

که تن سبز تپه ها را

زخمی نمی کند

تن من نیز حتی خراشی بر تو به جای نمی گذارد

از پنجره در سیاهی می بینم.

کودکان را که می آیند و می روند

چونان نیزه ای بی هدف

و زنجیرهایی از برف.

اگر من و تو یکی شویم

عشق راستینمان ردی به جای نمی گذارد و

گم می شود در آغوشمان

چون ستاره ای در کنار خورشید

به مکث برگی می ماند

هنگام فرو افتادن از درخت

مکث سر تو بر سینهء من

و دستان من بر گیسوان تو.

چه بسیار شب ها

که در فراق فروغ مهتابی و سو سوی ستاره ای سپری شدند

پس ما نیز می توانیم

دور از هم انتظار کشیدن را.24.jpg

۳

می خواهم بمیرم.

چرا که تو برای من نمرده ای و هنوز

جهان عاشق توست.

دیگر ترانه ای نمی سرایم تا زمزمه اش کنی

برایت می نویسم.

چون لبهای تو را به بوسه بسته اند

لب های تو کور مادر زادی هستند

که یارای ترانه دیدن شان نیست

آری ترانه نمی سرایم می نویسم…

بگذار در انبوه اندیشه هایت گم شوم

بگذار صدایی باشم بین صدها صدا

آن گونه که در خواب

هیاهوی شهر را می شنوی.

۴

ناگاه به انتظار رهایش کردم27.jpg

ناگاه دوباره نگاهش

و این دو ناگهان را فاصله ای بود

که گفت : نگاهت به مرده می ماند

بر تو چه رفته است عاشق؟

چون به صراحت پرسید

به صراحت پاسخش دادم :

بر نگاه من آن رفته که بر زیبایی تو

حالا کمی بیآرام

این را به قصد آزردن جانش گفتم

بر نگاه من آن رفته که…

________________________

Dance me to the end of love

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I’m gathered safely in29.jpg
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of loveOh let me see your beauty when the witnesses are gone
Let me feel you moving like they do in Babylon
Show me slowly what I only know the limits of
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the wedding now, dance me on and on
Dance me very tenderly and dance me very long
We’re both of us beneath our love, we’re both of us above
Dance me to the end of love
Dance me to the end of loveDance me to the children who are asking to be born
Dance me through the curtains that our kisses have outworn
Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
Dance me to the end of loveDance me to your beauty with a burning violin21.jpg
Dance me through the panic till I’m gathered safely in
Touch me with your naked hand or touch me with your glove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 2:19  توسط Victor  | 

دانلود آلبوم سال 2001 ، Ten New Songs از Leonard Cohen

/* /*]]>*/

دانلود آلبوم سال 2001 ، Ten New Songs از Leonard Cohen

/* /*]]>*/

دانلود از MediaFire

/* /*]]>*/

Album MP3 & 160 kb/s

Album MP3 & 128 kb/s



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 1:2  توسط Victor  | 

من چشم خورده ام

"مادر بزرگ
      
گم کرده ام در هياهوی شهر
    
آن نظر بند سبز را
    
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
          
در اولين حمله ناگهانی تاتار عشق
  
خمره دلم بر ايوان سنگ و سنگ شکست
         
دستم به دست دوست ماند
  
پايم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
     
من تکه تکه از دست رفته ام
          
در روز روز زندگانی ام"

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 21:51  توسط Victor  | 

دانلود آهنگ wind of change

گروه آلمانی اسکورپین نامی پرآوازه در موسیقی دهه 80 میلادی بود. هرچند سبک هوی متال و هارد راک در آن دوره اقبال فراوان می آورد اما اقبال این گروه تنها ازین رو نبود، قطعات خوبی از آنان در حافظه موسیقی بسیاری از افراد و کامپیوترها ذخیره است.اسکورپین ها در سال 1965 زائیده شدند و تاکنون بیش از 250 میلیون آلبوم این گروه فروخته شده. یکی از کارهای آنان با نام wind of change یا طوفان تغییر در آلبوم جهان دیوانه سال 1990 اثری ارزنده است.

Wind Of Change

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 21:7  توسط Victor  | 

ویندوز 7 را بهتر بشناسیم

مایکروسافت در حال انجام آخرین تست ها برای انتشار نسخه نهایی سیستم عامل بعدیش یعنی ویندوز 7 است . در حالی که شاید بعد از سال ها در مورد یکی از محصولات این شرکت جو مثبتی به وجود آمده ، بد نیست نگاه کوتاهی بر سولات احتمالی در مورد نحوه عرضه این نسخه از ویندوز بپردازیم :

نسخه نهایی ویندوز 7 در چه تاریخی منتشر می شود ؟

نسخه کامل و نهایی ویندوز 7 از ساعت 12 نیمه شب روز 22 اکتبر ( سی ام مهر ماه ) در دسترس خواهد بود .  نسخه بتای این ویندوز در ماه فوریه و نسخه ( RC ( Release Candidate  آن در ماه می منتشر شد . هفته آینده نسخته بتا بطور خودکار روی سیستم ها از کار خواهد افتاد اما نسخه RC که 1 سال کار خواهد کرد تا 15 ماه آگوست قابل دانلود است .

ویندوز 7 در چند مدل عرضه خواهد شد ؟

شش نسخه مختلف ویندوز 7 عبارتند از : OEM , Home Basic , Home Premium , Professional , Enterprise , Ultimate . اما تمامی این نسخه ها در فروشگاه ها دیده نخواهند شد . ظاهراً فعلاً تنها نسخه های Home Premium و Professional برای فروش عمومی عرضه می شوند .

تفاوت نسخه های مختلف ویندوز 7 در چیست ؟
در چارت زیر بطور کامل تفاوت امکانات نسخته های مختلف ویندوز 7 قابل مشاهده است . نکته جالب اینجاست که به گفته مایکروسافت هنگام نصب هر کدام از این نسخه ها تمامی ویژگی های ویندوز 7 بطور کامل روی سیستم نصب خواهد شد . اما بعد از نصب و هنگام ثبت اینرتنی به وسلیه برنامه Windows Anytime Upgrade بر اساس نسخه ای که خریداری شده ویژگی های مختلف Unlock می شوند .

تفاوت نسخه های مختلف ویندوز 7 . برای بزرگنمایی کلیک کنید

حداقل سخت افزار مورد نیاز برای نصب ویندوز 7 چیست ؟
طبق گفته مایکروسافت و البته تایید کسانی که نسخه های آزمایشی ویندوز 7 را نصب کرده اند ، این ویندوز به راحتی و حتی روان تر بر روی سیستم هایی که ویستا را اجرا می کنند کار خواهد کرد .  به این ترتیب حداقل سخت افزار مورد نیاز 7 را می توان اینطور بیان کرد :

. پردازنده 1 گیگاهرتزی 32 یا 64 بیتی
. 1 گیگابایت رم برای سیستم های 32 بیتی و 2 گیگابایت برای سیستم های 64 بیتی
. 16 گیگابایت فضای آزاد بر روی هارد دیسک
. کارت گرافیک با پشتیبانی از DirectX 9

نصب این ویندوز بر روی لپ تاپ ها چطور خواهد بود ؟

اکثر لپ تاپ های 1 سال اخیر می توانند ویندوز 7 را به راحتی اجرا کنند . اما هنوز دقیقاً مشخص نیست که برنامه مایکروسافت برای لپ تاپ های بدون درایو نوری ( که اخیراً به شدت مد شده اند ) چیست .  ظاهراً پیشنهاد شده که ویندوز 7 بر روی حافظه های فلش هم عرضه شود ، اما ممکن است مایکروسافت خریداران را مجبور کند که برای ارتقا به ویندوز 7 به فروشگاهی که لپ تاپشان را از آن خریده اند بروند.

البته مایکروسافت اینبار یک لطف ! کوچک هم به کاربران داشته است . اگر شما از الان تا 22 اکتبر لپ تاپی بخرید که ویندوز ویستا بر روی آن نصب شده باشد ، ارتقا به ویندوز 7 برایتان مجانی خواهد بود .

منبع : PCWorld

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 20:28  توسط Victor  |